human ,only ,fall ,down ,your ,knives ,only human ,your words ,head knives ,fall apart ,down your ,fall apart cause

سکانس I'm only a human

:: سکانس I'm only a human
human ,only ,fall ,down ,your ,knives ,only human ,your words ,head knives ,fall apart ,down your ,fall apart cause


نت


دریافت

I can hold my breathI

I can bite my tongue

I can stay awake for days

If that’s what you want

Be your number one

I can fake a smile

I can force a laugh

I can dance and play the part

If that’s what you ask

Give you all I am

I can do it

I can do it

I can do it

But I’m only human

And I bleed when I fall down

I’m only human

And I crash and I break down

Your words in my head, knives in my heart

You build me up and then I fall apart

'Cause I’m only human.

I can turn it on

Be a good machine

I can hold the weight of worlds

If that’s what you need

Be your everything

I can do it

I can do it

I'll get through it

But I’m only human

And I bleed when I fall down

I’m only human

And I crash and I break down

Your words in my head, knives in my heart

You build me up and then I fall apart

'Cause I’m only human.

I’m only human

I’m only human

Just a little human

I can take so much

'til I’ve had enough

‘Cause I’m only human

And I bleed when I fall down

I’m only human

And I crash and I break down

Your words in my head, knives in my heart

You build me up and then I fall apart

‘Cause I’m only human.

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : human ,only ,fall ,down ,your ,knives ,only human ,your words ,head knives ,fall apart ,down your ,fall apart cause
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس I'm only a human


زندگیم ,مردهای ,تلفن ,خیلی ,مردهای زندگیم

سکانس امروز

:: سکانس امروز
زندگیم ,مردهای ,تلفن ,خیلی ,مردهای زندگیم

۱. مامانم سه چهار روزه هی میره و میاد! هی میاد و میره! که توی سبدهایی که واسه سفره هفت سین بافته چی بزاره که خیلی اقلام موجود توشون به ته سبد خزیده نشن!! روزی دو بارم تا خیابون می رفت و میومد چیزی پیدا نمی کرد !!

حالا من امروز اومدم یه دسته برگه چک نویس رو بریزم دور ولی چون سطل آشغال ازم دور بود و میز سفره هفت سین به جاش بغل گوشم بود پاشدم هرکدومو مچاله کردم چپوندم تو هر کدوم سبدا بعدم یه ذره پوشال رنگی ریختم رو کاغذ چک نویسا و مشکل حل شد :دی 

۲. امروز که ن اومده بود خونه ی ما و رفته بود تو اتاق منو در رو بسته بود و داشت پشت تلفن گریه می کرد و با گریه به اونیکه پشت تلفن بود  می گفت حالا باید چکار کنم!! من فقط توی حال نشسته بودم و صدای گریه اشو میشنیدم و به مردهای زندگیم فکر می کردم!! از بابام گرفته تا کسی که عاشقش شدم و داداش و پسر عمه و خلاصه که همه ی مردهای زندگیم!! دیدم  خیلی از اوقات بوده که این مردها دلمو شکستن و یا درکم نکردن و یا نادیده گرفتنم و خیلی وقتها شده از دستشون بغض کردم ، گریه کردم، زار زدم!! ولی هیچ وقت نامرد نبودن! هیییچ وقت در حقم نامردی نکردن!!

ن داشت توی اتاق من گریه می کرد پشت تلفن!! من توی حال بغض کرده بودم!!منم بودم اونجوری گریه می کردم و ازینکه همه ی مردهای زندگیم این همه نامردن !!

۳.(کمی بعد اضافه شد) امروز خیلی دلم می خواست یه نفرو از گیساش بگیرم بکشم بعد بکوبونم کله اشو به دیوار، اینقد که خوون باشه که بپاچه به اینور و اونور :| 

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : زندگیم ,مردهای ,تلفن ,خیلی ,مردهای زندگیم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس امروز


سکانس منم هستم!

:: سکانس منم هستم!
جالبه که من شده خیلی وقتها صحنه دعوا با مامانم رو با جمله ی "تو به فکر همون پسرت باش" به مقصد اتاقم برای چند روز ترک کردم و تحصن پیشه کردم ولی تا حالا نشده با رضا بیشتر از یه ربع قهرم طول کشیده شده باشه!! آیا در همه ی اینها نشانه هایی نیست برای اینکه مامانم بفهمه من با رفتار خودش مشکل دارم نه با رضا :|
منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس منم هستم!


بدترین ,شارژ

سکانس ترین های این روزها

:: سکانس ترین های این روزها
بدترین ,شارژ

1.بدترین توهم ، توهم اینه که متوهم بشی یکی داره مازاد بر خودی ها از وایفایت استفاده می کنه!! به چشمک های چراغهای مودمت وقت و بی وقت مشکوک میشی! دونه دونه همسایه ها از تو ذهنت میگذره! در نهایت زورت میرسه رمز وایفای رو فقط تهشش برای انبساط خاطر عوض کنی :/

2.بدترین دغدغه ، دغدغه شارژ موبایلیه که یه جوری ساعات شارژ خالی کردن و پر شدنشو تنظیم کنی که آخر شب فول شارژ باشی نه باز دور و بر ۳۰ درصد!! که اقلن پنج دقیقه وصال بده به نت گردی رختخوابی و دو تا صفحه باز کرده، نکرده و دوتا پی ام فرستاده، نفرستاده و دوتا کانال خونده، نخونده گردالی درصد شارژت قرمز نشه!

3.بدترین تلاش، تلاش برای پست گذاشتن با گوشیه! مخصوصا اگه تلاشت آمیخته با آپلود کردن و ضمیمه کردن عکس و یا آهنگ بخواد بشه! ته هر پستی که میذارم، به ستوه کامل میام -_-

4.بدترین موقعیت عاجزانه، عجز از نداشتن دلیل های کافی و منطقی برای قانع کردن پدرت در احتیاج مبرم به یک لپ تاپه!!

5.بدترین و عذاب وجدان آورترین نادیده گرفتن، نادیده گرفتن پیام های دوستته !! که متوجه میشی اگه به پیامهاش و اظهار بد بودن های حالش هر چه کم تر و کم تر پاسخ بدی ، دوستت حال بدش کمتر تشدید میشه! چرا که ته هر دلداری و ابراز همدردیت ختم میشد به پیام دل لزراننده ی دیگه دلیل واسه موندن نداشتنش! بمونه که چی بشه گفتناش! 

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : بدترین ,شارژ
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس ترین های این روزها


سکانس دستبند دوستی هم تا اطلاع ثانوی نمی نشانیم

:: سکانس دستبند دوستی هم تا اطلاع ثانوی نمی نشانیم

دستبند

یه هفته پیش بود که گوشیم داشت شارژش تموم میشد تا من خواستم بزنمش به شارژ  خودش شارژش ته کشید و خاموش شد! بعد ازینکه شارژ شد و روشنش کردم دیدم که متاسفانه هرررر چی عکس داشتم حدود یک گیگ همه پریدن :( یه سری ها رو بیشتر قدیمی ترها توی Dropbox ام بود و یه سری ها هم بکاپ دارم ازشون ولی اینا همه شامل عکس هایی میشن که با دوربین گوشی گرفتمشون و یه سری دیگه از عکس ها از جمله الگوهای دستبند های دوستی که داشتم، کامل نیست و نابود شدن و به دیار باقی رفتن :(

الان حوصله ام نمیاد اوووووون همه الگوی دستبندی رو که با خون دل _الکی مثلا_ گردآوری کرده بودم رو دوباره بگردم پیدا کنم که البته هم کلی وقت گیره :/ ولی مگه چاره ی دیگه ای هست !!

دستبنند

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس دستبند دوستی هم تا اطلاع ثانوی نمی نشانیم


اینکه

سکانس سالگرد واقعه!

:: سکانس سالگرد واقعه!
اینکه

پارسال که تقریبا در همین ایام و روزها بلاگفا به ملکوت اعلا پیوست برای مدتی و بعد هم که برگشت دیگه بلاگفای سابق نشد:| 

از بعد خوشبختانه، خوب وبلاگ بنده و آرشیوم از گزند ناملایمتی ها و بی مهری های شیرازی در امان بود، چون من فکر می کنم از پاییز ۹۳ خودم با پای خودم از بلاگفا مهاجرت کردم!

از بعد متاسفانه هم اینکه... خوب مثل اینکه از اتاق فرمان اشاره می کنن، این داستان بعد متاسفانه نداره :/

اول ازینکه دوستان جان که همه با مشکل دیروز باز یکهو قلبهایتان فشرده شد و ته دلتون خالی که باز خدای نکرده غم وبلاگتون بر سر دلتون بیفته! یک چیزی رو که باید بگم به همگی، اینه که برای بیان قبلا هم ازین مشکلات پیش اومده بود، یعنی شده بود قبلا هم به جای اینکه پنل مدیریت در مقابل چشمانمون ظاهر بشه یه کادر زرد رنگه حاوی یک پیغام خطا در عوض نمایان میشد! ولی بعد از چند ساعت باز هم همه چیز مثل قبل بود و سر جای خودش :)

پس آروم باشید :)

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : اینکه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس سالگرد واقعه!


سکانس شوماخر فقید باس بیاد لنگ بندازه!

:: سکانس شوماخر فقید باس بیاد لنگ بندازه!

امروز برای اولین بار نشستم پشت فرمون!

خوب همین دیگه، به نظرم در همین حد بدونید کافیه دیگه! و دیگه اینکه تهشم که فرمونو تحویل بابام دادم هم خودمون سالم بودیم و هم ماشین :دی 

دیگه اولش چی شد و نزدیک بود همون اول کاری من از عرصه خداحافظی کنم رو بذارید نگم :))  فقط میتونم بگم چون تو بیابون خدا بودیم حالا اگه من یه چند ثانیه دیگه هم پامو تخته گاز گذاشته بودم ، اتفاقی نمیفتاد ! فوقش تا دامنه کوه یه کله می رفتیم :/  والاع!! دیگه من درک نمی کنم چرا مامانمو رضا و بابام داشتن میزدن تو سر و صورت خودشونو هی می گفتن ترمز، ترمز:|  حالا تا نوک کوهم میبردمشون عیب نداشت که، ایششش:// 

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس شوماخر فقید باس بیاد لنگ بندازه!


صابخونه ,ژاپنی ,تخمه ,تخمه ژاپنی

سکانس فقط سعی می کنم ذهنمو خیلی درگیرش نکنم!

:: سکانس فقط سعی می کنم ذهنمو خیلی درگیرش نکنم!
صابخونه ,ژاپنی ,تخمه ,تخمه ژاپنی

امروز یه سر رفتیم خونه یه بنده خدایی! بعد از آجیلهای عیدشونم برای پذیرایی آوورد صابخونه! نشسته بودیم در جوار صابخونه که سن و سالی هم ازشون گذشته و داشتیم تخمه ژاپنی میشکستیم! بعد یوهو متوجه گشتم، چون تخمه ژاپنی ها کمی با سیستم دندون مصنوعی های صابخونه منافات داره، یه سری از تخمه ژاپنی هایی که زور دندونش بهش نمیرسه تا بشکندشون رو بعد از یه دور ملچ ملوچ و زیر دندونش رفتن و اومدن، دوباره برمی گردونه تو ظرف :// یعنی نابووووود شدم :))))))))))))))

چون صابخونه رو دوست داشتم، فقط اعتمادمو به تخمه ژاپنی ها از دست دادم! سعی کردم خیلی تاثیری رو محبتم به صابخونه نداشته باشه:/

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : صابخونه ,ژاپنی ,تخمه ,تخمه ژاپنی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس فقط سعی می کنم ذهنمو خیلی درگیرش نکنم!


کننده ,دوست ,دنبال کننده

سکانس مخاطب هم دیگر گیر نمی آید!

:: سکانس مخاطب هم دیگر گیر نمی آید!
کننده ,دوست ,دنبال کننده

احتمالا شنیدید که میگن بعضیا همینکه میای باهاشون درد و دل کنی تا ثابت نکنن از تو بدبخت ترن ولت نمی کنن!!

یه سریها هم هستن که همیشه فاز توی بدبختی و مشکلات بودن رو و اینکه فقط خودشون باید متکلم وحده شکوه و عحز و لابه باشن رو به قدری حق مسلم خودشون می دونن که دیگه یه حالم خوش نیست بدون دلیل و ازین هجوم افسردگی ها و غمبادهای بی دلیل که سراغ آدم میاد رو بنابر همون دو خط اول اصلا جایز نمی دونن که از کسی بشنون!! اینا با همه ی این تفاسیر اسم خودشونو هم میزارن دوست://

کلا خیلی وقته به کلمه "دوست" بی تفاوت و بی حس شدم! همه فقط تا جایی دوست و همراه و پای درد و دلن که فقط و فقط سر در بیارن چته!! همینکه آتیش کنجکاوی و فضولیشون میخوابه، دیگه....

من دلم ازینا گرفته! از همه ی آدم های دور و برم گرفته! اصلا دلم ازین جا هم گرفته!! از وقتی بیان شلوغ شده انکار دنیای وبلاگ نویسی مصنوعی شده! از وقتی این باکس های دنبال کننده ها و تعداد دنبال کننده ها اومده انگار وبلاگی ها متر برداشتن و هی متر می کنن سر و ته نوشته هاتو که ببینن ارزش خوندن داره یا نه!! دلم قدیمارو می خواد که اقلن اینجا رو داشتم که حرفامو بزنم!! همون قدیمایی که بازدید کننده ای وبلاگم نداشت ولی اونایی که بودن، برام به اندازه همه دنیام بس بودن!! ازینکه همیشه باید نقش یه سرخوش و الکی خوش رو اجرا کنم دلم گرفته!! ازینکه همه اینقدر تیریپ "اه باز این اومده چس ناله بکنه" برداشتن دلم گرفته!!


دریافت

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : کننده ,دوست ,دنبال کننده
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس مخاطب هم دیگر گیر نمی آید!


همچنان

سکانس همچنان از تریبون ۹۴

:: سکانس همچنان از تریبون ۹۴
همچنان

تندیس قر و فر دارترین عضو سفره هفت سین هم جا داره بدیم به سبزه :| 

جاش گرم نباشه، جاش سرد نباشه، خشک نشه، خیسسس آب نشه، آب پاشی می کنی زاویه ۴۵ درجه داشته باشه آب پاشت!! زود از پیش بخاری برش نداری، دیر از پیش بخاری برش نداری و .... خلاصه که قر و فر در این حد!

 sprouts

از اینکه من هنوز و همچنان عید رو تبریک نمیگم ، معلومه من قصد دارم فردا هم همچنان از تریبون ۹۴ در خدمتتون باشم :دی

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : همچنان
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس همچنان از تریبون ۹۴


شماره

سکانس الکی مثلا عنوان انتخاب کردم براش!

:: سکانس الکی مثلا عنوان انتخاب کردم براش!
شماره

این روزها یکی از افتخاراتم اینه که می تونم هر smsی که برام میاد رو در سه سوت، فرستنده اش رو تشخیص هویت کنم! چون یکی دو هفته پیش یکهو نمی دونم چه شد که تمام شماره ها و کانتکتام پاک شدن!! تا به امروزم هیچ تلاشی مبنی بر جمع آوریشون نکردم و هر بار که کسی بهم پیام داده و زنگ زده، دونه دونه کانتکتامو دارم جمع آوری می کنم! و جالبیش همین بود که هر پیامی که با شماره ناآشنا میاد، خیلی راحت می تونم تشخیص بدم دارنده ی شماره کیه و بدون اینکه بخوام بپرسم شما؟! جوابشو میدم و اسمشو سیو می کنم!

+تقریبا در هفته سومِ روزگار  بدون تلگرام دارم به سر می برم:دی و باید بگم چیز خیلی خوبیه! دنیایی بدون نوتیفیکیشن :)

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : شماره
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس الکی مثلا عنوان انتخاب کردم براش!


سکانس فعلا که حق با منشی است!

:: سکانس فعلا که حق با منشی است!

این ماه می تونست بشه پایان این گوشه اتاق کز کردنا، تو بحررر عمیق فکر رفتنا، غمباد گرفتنا، الکی زل و خیره به نوک دماغ شدنا، اگه و اگه آموزشگاه زبان برای لول من کلاس داشت!! ولی نداشت و این یعنی یک ماه دیگر هم در کنج خانه سر کردنو سر کردن و مگس پراندن:|

یک روزی به خدا ، به خدا تمام این منشی های آموزشگاه رو از اون مله محسنی هستعم بعفعرماییود تا اون ملکی شون تا اون حسنی شون تا اون چه و چشونو میزارم گل دیوار و همشونو به تیر میبندممم:||

آخه آدمم اینقدر شاه ببخشه و شاه قلی نبخشهههه!! آخه جوجهههه تو که منشی بیش نیستی رو من کجای دلم بزارممم که نمیذاری صدای من برسه به اون پونه جونِ گلُ و گلاب و خوش اخلاقِ همیشه حق با مشتری عست، که رئیس آموزشگاهه! تا بگم، ببین پونه جون من نیاز دارررمم ، میفهمیی نیازز دارممم از خونه درآم بیرون، نیاز دارمم چهار نفر آدم ببینممم!! ترخدا و بیا و یه کلاس خالی کن و باز کن برای ثبت نام ....

یه روزی همه ی این عشوه خرکی ها و شتری ها رو میخابونم گل دیوارررر و به تیر می بندمشون !!

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس فعلا که حق با منشی است!


جواب ,حالا ,کرده ,اینکه ,دوستان ,کرده بودم ,قبول کرده

سکانس همتون میشه لطفا...

:: سکانس همتون میشه لطفا...
جواب ,حالا ,کرده ,اینکه ,دوستان ,کرده بودم ,قبول کرده

چند وقت پیش که داشتم آرشیومو می خوندم و ایضا کامنت های دوستان و جواب های خودم به کامنت های دوستان رو به قسمت بازی های وبلاگی که رسیدم، کمی تعجب کردم!! چرا؟ چون دیدم توی هر بازی کلی انتقاد به نحوه ی مسابقه و این حرفا دوستان داشتن و من!! و من چقدررر جواب همشونو خوب داده بودم :دی یعنی تقریبا بدون اینکه ذره ای حالت ایش و اوش به جواب هام داده باشم، راحت انتقادها رو قبول کرده بودم و تشکرم کرده بودم:دی ( البته که همه انتقادها به جا بود و من خیلی راحت قبول کرده بودم که مشکل از عملکرده خودمه) 

حالا چرا تعجب کرده بودم؟! چون این اواخر احساس می کنم دیگه انتقادپذیر نیستم!! نه اینکه حالا با طرف بد رفتار کنم و اینا! ولی کمی لحنم تند و تیز میشه!! یا صبرم کمتر شده! یا حساس شدم، مثلا حس بد بهم دست میده!

مثل امشب که یه عکس توی اینستاگرام پست کردم و یک آقایی طبق معمول( بار اولش نبود) اومد و این بار به میزان رنگ عکسم خرده گرفت! حالا اون عکسه بیشتر واسه من خودش مهم بود! یعنی داستان پشتش و داستان امروزش و اینکه اون مدتی که من اونجا وایساده بودم و داشتم یک سالی که گذشته بود و مرور می کردم و آخرش که انتظار تموم شد و بابام کارشو انجام داد و گفت بریم، من تندی یه عکس انداختم و شد اون عکس!! 

اون آقا هم لحنش بد نبود ولی خوب کلا حسم به اون عکسه پرید :| 

حالا همه ی اینا به کنار!! 

غیبت اون آقاهه هم نیومدم بکنم :دی

سوالم از همتون اینه که: به نظرتون من چطور آدمی هستم؟ 

لطفا همگی تون جواب بدید:) 

[این سوال رو اگه توی اینستاگرام پرسیده بودم، طبیعتا جواب همه قربونت برم و فدات بشم تو ماهی با کلی قلب و ماچ می بود:))) گفتم اینجا صداقت بیشتر جاریه، بیام اینجا بپرسم:دی ] 

پس ممنون میشم ... :)

+شما نظراتتونو بگید و من در آخر به همشون جواب میدم^__^

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : جواب ,حالا ,کرده ,اینکه ,دوستان ,کرده بودم ,قبول کرده
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس همتون میشه لطفا...


اراذل

سکانس نبرد با اهریمن

:: سکانس نبرد با اهریمن
اراذل

این روزهای توپ تانک ترقه ی کوچه و خیابون و وفور اراذل- از خُرررردش گرفته تا غولشون- که می رسه!! آدم برای خنثی کردن پوز این اراذل هم که شده تنها راه چاره پیش روش اینه که وقتی میره خیابون هندزفری رو بچپونه تو گوشهاش ، ترجیحا آهنگشم راک و متال و امینم و ازین مایه های بیا از دنیا بی خبرت کنم :دی باید انتخاب کنه ، با ته ِته ولووووم و بعد بزنه تو دل جماعت اوباش!! یعنی بمب دست سازم زیر پات بترکونن ، خودت خبررر نمیشییییی تا میبینی ای دل غافل ازون دنیا باس با این دنیا بای بای کنی :دی یعنی در این حد آدم پرستیژش جلوی این اراذل حفظ میشه!! که ممکنه به اون دنیا هم کارش بکشه ولی اون داغ جیغ کشیدن و ترسیدنت و بعدم اون خنده های عربده گونه ی خودشون رو میزاری رو دلشون!! اگه هم که نمیری که بیخیال به طوری که انگار نه خانی اومده و نه خانی رفته عَ تو دل آتیش میزنی بیرون :)) کلا در هر صورت اونجای اراذله که دود ازش بلند میشه :دی باشد که رستگار شوند ( لدفن برای رستگاریشون یه دونه شوکولاتی بیفته تو شلوارشون :))))) )

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : اراذل
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس نبرد با اهریمن


سکانسJust give me a sign

:: سکانسJust give me a sign

یه دوستی هم می گفت: Just give me a fucking sign :|

خیلیم خوب می گفت!


دریافت

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانسJust give me a sign


سکانس الاغ هایی در کسوت انسان

:: سکانس الاغ هایی در کسوت انسان

یک چیزی که تو رو وادار به ابراز تاسف می کنه از رخت بر بستن شعور انسانی و کلا نادر شدن یه انسان به معنی واقعی کلمه! دیدن فن پبج های فراوون توی اینستاگرامه!! فن پیج هایی که جانم فدای فولان بازیگر و خواننده شعارشونه! تنها چیزی که تو مطمئنی ادمین فن پیج ازش بهره ای نبرده، عقل و شان انسانیته!! 

_فاجعه آمیزترین هاشون فن پبج های تتلیتیه ( جامعه خیر سرشون هواداران تتلو) 

+ هیچ وقت نمی تونم آدمهایی رو که با تعصبی کورکورانه برای یه آدم ندیده و نشناخته  سینه چاک می دن رو داخل آدم بدونم!

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس الاغ هایی در کسوت انسان


قسمت ,درآبیه

سکانس در آبیه

:: سکانس در آبیه
قسمت ,درآبیه

فقط یکی دوماه اولی که مغازه اشو تو محله امون و روبروی دبیرستانی که میرفتم به پاکرده بود درو پیکر مغازه اش آبی بود وگرنه بعدها یا سفید شد یا... اصلا جاش عوض شد و اصلا در و پیکرش فرق کرد و دیگه هرجور شد آبی نشد ولی خوب هرجور که بود بازم برای ما همون درآبیه بود که هر وقت هر چی میخواستی رو بهت میداد! روی هر دی وی دی فیلمهایی که خودت دوست داشتی رو میزد و بهت میداد ، نه ازون مجموعه فیلمهایی که فقط یکیش به درد می خورد و باقی ازین فیلم زردهای حال به هم زنه!! ساخت ایران و قهوه تلخ و شاه گوش رو مجبور نبودیم هر هفته قسمت قسمت و توی کاور بخریم :دی هر ۵ قسمت یا ده قسمت هم حتی گاهی میزد روی دی وی دی و رضا میرفت میخرید!!وسط راه و بعد از خونه بیرون زدن که یهو یادم میفتاد ای داد فلش رو خالی نکردمو اطلاعاتشو میخوام و الانم که میرم دانشگاه باز کلی چیز میز توش میخوام بریزم، درآبیه ولی بود که اطلاعات فلشمو امانت روی سیستمش کپی کنه تا بعد برم ازش بگیرمشون!! خلاصه که تا درآبیه بود هوچ غمی نبود:دی

ولی حالا نیست! یه یک سالی میشه که نیست! و الان یعنی من مجبورم برم سه تا قسمت آخر شهرزاد رو تک تک و دونه دونه توی کاور بگیرم ؟ :| 

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : قسمت ,درآبیه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس در آبیه


tooka ,توکای ,اسفند ,blog ,آرشیو ,tooka blog ,tooka tooka ,http tooka ,اسفند ۱۳۹۲ ,توکای اسفند ,http tooka tooka

سکانس توکای سالهای نه چندان دور

:: سکانس توکای سالهای نه چندان دور
tooka ,توکای ,اسفند ,blog ,آرشیو ,tooka blog ,tooka tooka ,http tooka ,اسفند ۱۳۹۲ ,توکای اسفند ,http tooka tooka

خوبیه آرشیو اینه که با چندتا کلیک میری میبینی خوب توکای اسفند ۱۳۹۴ که از قضا خیلی هم توکای مذخرف و ماتم گونه ای هست -_- اسفند ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ چطور توکایی بوده !! 

http://tooka-tooka.blog.ir/archive/1392/12/

http://tooka-tooka.blog.ir/archive/1393/12/

 http://tooka-tooka.blog.ir/tag/بازی%20های%20وبلاگی

توکای اسفند ۱۳۹۲ توکای شادتر و بهتری مثل اینکه بوده :) خودم از خوندن آرشیو اسفند ۹۲ بیشتر حالم خوب شد:دی 

آرشیو جمع گشته  تحت برچسب بازی های وبلاگی هم عالییییی بود^-^ مخصوصا کامنتها :دی 

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : tooka ,توکای ,اسفند ,blog ,آرشیو ,tooka blog ,tooka tooka ,http tooka ,اسفند ۱۳۹۲ ,توکای اسفند ,http tooka tooka
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس توکای سالهای نه چندان دور


دوست ,محاله ممکنه ,دوست باشه

سکانس این ارواح عمه هاشون مثلا دوست!

:: سکانس این ارواح عمه هاشون مثلا دوست!
دوست ,محاله ممکنه ,دوست باشه

چند وقتیه دارم به این موضوع فکر می کنم که دوست اگه دوست باشه محاله ممکنه بهت حسادت کنه و یا بهت فخر بفروشه!! 

محاله ممکنه وقتی داره از هر قسمت زندگیش برات میگه با ناز و ادا و ادبیات تا چشت در آد ـــــی برات شرح ماوقع کنه!!

لذا دیشب کمپلت لیو گروپ کردم از بین همچین به اصطلاح دوستان!! و تصمیم گرفتم رابطه ام به حد سالی ماهی یه پیامی تغییر کاربری بده و بس!!

+ سه سال آخر کارشناسی که با ف دوست بودم تا ماههای آخر نفهمیدم که حقوق ماهیانه باباش تقریبا پنج برابر حقوق بابای منه!! دیشب یادم افتاد که دوست اگه دوست باشه ، سه سال میشه تو نفهمی که اصلا من پول دارم، تو نداری، چند خریدی؟ چند خریدم؟ مارکش چیه؟ کدوم منطقه ؟ کدوم پاساژ؟ شده موضوع صحبت نباشه و ملاک اهمیتت هم نباشه!! 

پس ته دلم دوباره گرم شد ازینکه بودن و هستن هنوزم دوستایی که فقط خودم براشون مهم هستم و بس :)

++دور رابطه های مسموم هر چه زودتر از زود خط قرمز کشیده بشه ،آرامش خود آدم زودتر از زود برمیگرده :)

توکا هسدم یه روزه آرامشم بیشتر شده :دی

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : دوست ,محاله ممکنه ,دوست باشه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس این ارواح عمه هاشون مثلا دوست!


ویندوز

سکانس ویندوز که بهانه است ولی حداقلش میتونست این باشه که با ویندوز دیگه گریه نمی کردم!!

:: سکانس ویندوز که بهانه است ولی حداقلش میتونست این باشه که با ویندوز دیگه گریه نمی کردم!!
ویندوز

از من میشنوید همونطور که از یه سنی به بعد یاد میگیر بند کفشوتونو خودتون بایید ببندید، از یه سنی به بعد هم یاد بگیرید خودتون ویندوز کامپیوترتونو عوض کنید!!

چون یه روز اون کسیکه همیشه بوده تا ویندوز براتون عوض کنه ، شاید دیگه نباشه!! و شما اون روزها که پشت ویندوزتون گرم بوده به حضور کسی که همیشه هواشو داشته!! اگر فقط یه درصد آینده نگری کرده بودین به جای خوش خیالی!!  حال و روزتون مثل من نمیشد!! که حتی یک ویندوز هم باعث بشه دو ساعت زار بزنید!!

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : ویندوز
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس ویندوز که بهانه است ولی حداقلش میتونست این باشه که با ویندوز دیگه گریه نمی کردم!!


کارت ,واسه ,اینا ,فائزه ,هلاک ,حدیث ,کارت تبریک

سکانس تکون دادیم و این شد!

:: سکانس تکون دادیم و این شد!
کارت ,واسه ,اینا ,فائزه ,هلاک ,حدیث ,کارت تبریک

در راستای فضای تکون بده ، تکون بده ای هم که این روزها به راهه (پست قبل به فضای توپ تانک فشفشه ایش اشاره شد) امروز نوبت اتاق ما بود که خودشو تکون بده:/  

اگه بگذریم از تالمات و تاثرات جسمانی و فلج کامل عضلات در همینک که دارم پستو می نویسم و کلا به عبارت بهتر از اون دنیا :دی

 کشفیات به دست اومده از اتاق به قدری جالب و خنده دار بود که کمی تسکین شد بر آلام نمودگی: )))) البته فقط واسه خودم:دی باقی خونواده که فقط با چشای قرد شده ناظر عتیقه جاتهایی بودن که من اجازه ندادم یه دووووونه اش حتی دور ریخته بشه!! اینا خاطره انننننن ، اینا نوستالجینننننن ، اینا همشون یعنی یه عخخخخخی از ته دل :دی والاع!!! کم الکی نیستن که :دی

حالا سخن کوتاه کنم بریم سراغ کشفیات و نوستالجیجات:

هر چند خنده دار ترین، ولی در عین حال ارزشمندترینش این کارت پستالهای تبریک سال نو در طی سالهای ابتدایی تا راهنمایی بودن:

کارت

فقط متن اینو داشته باشین:

لوله لوله

اگه خوانا نیست:

با نام آنکه زمین و آسمان را آفرید

با عرض سلام و خسته نباشی خدمت دخترعمه ی عزیزم حدیث خانم انشاللّه که حالت خوب است من همیشه آرزو دارم تو و خانواده ات شاد و سرحال باشید حدیث جان من امیدوارم در درسهایت همیشه موفّق و پیروز باشی و هیچ موقع اشکالی و یا ناراحتی برای تو پیش نیاید خداحافظ.

دوستدار شما فائزه...

گل سرخ و سفید و لوله لوله 

فراموشم نکن حدیث کوتوله 

:)))))))))))) 

من هلاک با عرض سلام و خداحافظ ـــــش شدم! هلاک اون تشدیداش! هلاک اون دو خط شعر تهش:دی 

اصن نابود شدم فائزه :))))) فقط حیف که تاریخ ننوشته بود:/ حیفففف!! مامانم میگه ازونجایی که تشدیدا خیلی خوب رعایت شده احتمالا دوم یا سوم ابتدایی بوده فائزه و تو هم چهارم یا پنجم :دی

اینم بود:

^-^         اوووف

.کارت تبریک یکی از دوستامه که از اول راهنمایی تا حالا با هم همچنان دوستیم:دی اینم بی صبرررررانه منتظرم خودش بیاد نشونش بدم:)) کارت عروسی خواهرشو کرده کارت تبریک عید واسه من:دی اون ماشینه هم از کتاب عربی اول راهنماییمون قیچی کرده :)))

آخریشم دست نوشته های عهد عتیق (ابتدایی) من مربوط به متن سرودهایی که توشون شرکت داشتم:دی

 سرود های ملییییی

       

+عکس ها اگه واضح نیستند روشون کلیک کنید از اندازه واقعی ببینیدشون!

++ کشفیات فقط اینا نبود!! گلدرشت هارو سعی شد بزارم!! مثلا بودن جینگول پینگولهایی که از تو لپ لپ جایزه درآوورده بودم!! یه دسته کارت اینترنت دایال آپ :دی یه عالمه خرت و خورت که اصلا یادم نبود کی اینارو بهم کادو داده:دی ( چهره هاشونو یادم بود ولی اسمها رو متاسفانه، نه!! ) جانماز جشن تکلیفم! یه عالمه کارت نماز واسه کلاس پنجمم! کارت هتل سوریه امون واسه سال ۸۵! ته بلیط های موزه های شیراز واسه سال ۸۴! ماسه ی کنار دریای اولین شمال رفتنمون! و... همینا :دی

+++ تا حالا عنوان پست انتخاب کردن معضل بود ولی جدیدا فهمیدم عنوان عکسهایی هم که میخوای توی صندوق بیان آپلود کنی هم معضله :/

 

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : کارت ,واسه ,اینا ,فائزه ,هلاک ,حدیث ,کارت تبریک
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس تکون دادیم و این شد!


سکانس در حالیکه فرشته خوشبختی بر شانه احمق ها نمی نشیند!

:: سکانس در حالیکه فرشته خوشبختی بر شانه احمق ها نمی نشیند!

نمی دونم چرا هر روز صبح که از خواب پا میشم و یا هر شب که کپه مرگمو میذارم، انتظار دارم اون روز و یا فرداش، همون روزی باشه که همه چیز به خوبی و خوشی حل شده و همای سعادت رو شونه ام نشسته داره تخمه میشکونه( فکر کنم ترجیحش اینه که ژاپنی نباشه :/) در حالیکه ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به کار شدند و یه کاری کردند و من فقط دست به آبغوره گرفتنم خوب بوده و هست! شکل یه هویج احمق شدم!

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس در حالیکه فرشته خوشبختی بر شانه احمق ها نمی نشیند!


فایل ,مرورگرتان توسط ,آخرین نسخه ,توسط پلاگین ,فراهم آورد ,آورد دریافت

سکانس. ابر دلتنگ آسمان من

:: سکانس. ابر دلتنگ آسمان من
فایل ,مرورگرتان توسط ,آخرین نسخه ,توسط پلاگین ,فراهم آورد ,آورد دریافت

امروز غروب : [ یعنی ابرش فوق خفن بودها :دی پانوراما گرفتم کلش جا بشه:) ‌]

پانوراما

به همراه هندزفری   که میخوند از دال بند ^-^ من اعلام میدارم، مرید دال بند شدم رفت :دی


دریافت

×من چرا اینقدر حس خوب درم سرشاررر شده امروز:||

فقط با یه ابر و یه آهنگ://

مرض نوشت: یکی نیست بگه ثبت پیش نویس واسه چیه پس؟؟ که دو خط نوشته ننوشته زووود انتشار میزنی و بعد از ویرایش هزارم هنوز میگی تهش چرت دادم تحویل رفت:/ 

دو روز بعد نوشت: یه چیزی رو می دونید؟! 

اون آهنگه که اون بالا گفتم، خوب؟ اون آهنگه اشتباه آپلود شده :/ من این یکی منظورم بود :دی


دریافت

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : فایل ,مرورگرتان توسط ,آخرین نسخه ,توسط پلاگین ,فراهم آورد ,آورد دریافت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس. ابر دلتنگ آسمان من


کنکور ,کتاب ,قراره

سکانس به هر حال آدم باید یه کمم به خودش استراحت بده :|

:: سکانس به هر حال آدم باید یه کمم به خودش استراحت بده :|
کنکور ,کتاب ,قراره

الان که ۱۵ روز فقط تا کنکور بیشتر باقی نمونده! من هنوز نمی دونم چطور باید سر و ته خلاصه هامو بهم بیارم و همه رو توی مغزم فرو کنم ولی می دونم روز سه شنبه ۱۴ اردبیهشت قراره به خودم استراحت بدم و برم آرایشگاه و بعد هم سینما :| برای خود روز کنکور هم ورای فیدبک احساسی که از عملکردم قراره بگیرم_یعنی اصلا چه خوب باشه و یا چه بد_ من برنامه ام اینه بعد کنکور اول یه سر برم شهر کتاب و لیست کتاب هایی که باید بخرمشون رو  تا جایی که اندوخته مالیم همکاری می کنه کمی سبک کنم !!شاید  بعدشم رفتم اون کافهه که چندوقته  چشممو گرفته! نصف شهرم  پیاده و هندزفری به گوش گز کنم! دم دمای غروبم برگردم خونه با یه بغل کتاب :) 

فقط امیدوارم مثل پارسال دوباره افسردگی بعد از کنکور نگیرم :|

++ احتمالا قراره اینجا هم قحطی شروع بشه! چون من به طرز عجیبی گرسنه امه نصفه شبی :| 

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : کنکور ,کتاب ,قراره
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس به هر حال آدم باید یه کمم به خودش استراحت بده :|


معلم ,زبانم ,کلاس ,اصلا ,زندگیش ,دروغ ,کلاس زبانم ,معلم کلاس ,زندگیش تعریف ,تنها معلم

سکانس به قول خودت I'm sorry honey but....

:: سکانس به قول خودت I'm sorry honey but....
معلم ,زبانم ,کلاس ,اصلا ,زندگیش ,دروغ ,کلاس زبانم ,معلم کلاس ,زندگیش تعریف ,تنها معلم

دارم به عکس پروفایل یکی از معلم های کلاس زبانم نگاه می کنم _ البته یکی که نه، تنها معلم کلاس زبانم که شماره اشو دارم ، یعنی اگه "ف" رو فاکتور بگیریم چون قبل ازینکه معلم کلاس زبانم باشه ۴ سال هم کلاسی دانشگاهم بوده پس داشتن شماره اش به خاطر این نیست که معلمه، به خاطر اینه که دوستمه! _ "ه" تنها معلم کلاس زبانم توی کانتکتام توی عکس پروفایلش  داره شمع ۲۰ سالگیه روی کیکشو فوت می کنه و من درحالیکه دارم  به عدد ۲۰ روی کیک نگاه می کنم و دو سال پیش که "ه" تازه اومده بود توی آموزشگاه رو یادم میاد و اینکه به جز خود باقی معلمها و کارکنای آموزشگاه کسی نمیشناختش  و چیزی ازش نمی دونست!  جلسه اول معارفه خودش گفت ۲۸ سالشه :| درحالیکه فقط ۱۸ سالش بود! گفت دانشگاه مشهد درس میخونه! و ... کلی چیز های دیگه که خلاصه اش از یه آدم ۲۸ ساله انتظار میره تجربه کرده باشدشون!!

شاید "ه" هزار و یک دلیل برای اینکه ۱۰ سال بخواد بزاره روی سنش و خودش رو از همه ما بزرگتر نشون بده داشته باشه که من وقتی ازش بپرسم چرا دو سال پیش اون دروغها رو گفتی، داره که هزار و یک دلیل رو بهم بگه!! ولی من هیچ وقت ازش نخواهم پرسید چرا اون همه دروغ رو گفت!!

چون چیزی که می دونم اینه که اون دروغ گفت و میدونم این رو که بودن و هستن معلم هایی که هیچ وقت ذره ای از زندگی خصوصیشون رو نگفتن و نمیگن و برای صمیمی شدن با بچه ها روش های دیگه رو انتخاب می کنند!  پس اون حقی نداشت و یا اصلا دلیلی نداشت که اون همه دروغ ببافه و با دروغها پل ارتباطی درست کنه!!

و اینکه توی این دو ترم آخر بودنم توی آموزشگاه باز اون معلمم بود و هر وقت وقتی "ه" با هیجان مخصوص یه دختر ۲۰ ساله چیزی از زندگیش تعریف می کرد ، من فقط متعجب بودم که چقدرر راحت چیزهایی رو داره از زندگیش تعریف می کنه که دو نه دونه به دروغهاش دارن مهر تایید میزنن!! اصلا چرا باید این همه از خودش و زندگیش بگه!! 

اصلا برو به درک "ه" ، برای تمام اون وقتهایی هم که به عنوان خیلی چیزها روت حساب کردم هم برو به درک، خوب؟ 

انتظار تبریک تولد هم از من نداشته باش! 

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : معلم ,زبانم ,کلاس ,اصلا ,زندگیش ,دروغ ,کلاس زبانم ,معلم کلاس ,زندگیش تعریف ,تنها معلم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس به قول خودت I'm sorry honey but....


عملا ,خونه ,بابام ,ساعت ,ساله ,لایه ,هیچسر ساعت ,سکوت اختیار

سکانس سر متکا پرست، سرور نمیشه!

:: سکانس سر متکا پرست، سرور نمیشه!
عملا ,خونه ,بابام ,ساعت ,ساله ,لایه ,هیچسر ساعت ,سکوت اختیار

والاع راست گفتن به خدا! 

یه امروز به پرستش متکام نپرداختم و پاشدم با بروبچ باشگاه رفتم پیاده روی! که اعلام کردن یک سری جوایز هم درنظر گرفته شده و به هر کس یه شماره دادن و شماره منم شد ۲۲!  همینکه قرعه کشی شروع شد و یکهو داشت تمام دوران ۱۲ ساله ی تحصیلم و جایزه هایی که من همیشه ازشون بی نصیب مونده بودم به واسطه شانس شمسی خانمی طورم و شکسته شدن دلم از وقتی یه بچه ۶ ساله بودم تاااااا یه نوجوون ۱۸ ساله مثه فیلم ع جلو چشام می گذشت و همینکه خواستم آهی از دل برآرم، یکهو گفتن ۲۲ :))))))) و خوب مرسی خدایا که دلت سوخت برام:دی 

جایزهه حالا چیز خاصی نبودها! اصلا فکر نکنم هیچ وقتم به کارم بیاد، یعنی حالا حالاها نمی تووونم باهاش کاری بکنم ولی همینکه اسمم دراومد درحالیکه  داشت تمام خاطرات شانس خشکیدگی هایم از جلو چشمام می گذشت، برام جالب ناک و ارزنده بود:دی

+وقتایی که مهمون داریم من عملا از دو روز قبل به یک ماشین ژله درست کنی تبدیل میشم، هر دو ساعت یکبار من پا میشم آب جوش میذارم، پودر ژله میریزم و بعد دقایقی مرددم که با بستنی باشه این لایه یا بی بستنی! بعد هر بار و هر لایه که روی لایه قرار میگیره، من مطمئن تر میشم ترکیبی ساختم که دلم میخواد ژلهه نگرفته، سر به نیستش کنم :| 

++امروز خدا رو شکر کردم برای اینکه در این مدت یکی دو ماهه من سر یک مساله ای تونستم هر بار خودمو کنترل کنم و سکوت اختیار کنم! چون در صورت سکوت اختیار نکردن و با بزرگواری:دی رد نکردن، امروز روسیاهیش میموند برای ذغالی که من باشم:|

+++یه چهار پنج سالی میگذره از آخرین بارهایی که بابام خودش می رفت مسافرت های یکی دو روزه_ که اونم برای کوهنوردی و صعود بود_ و بابام بعد از این چند سال با امروز یک روز و یه شبه که رفته اردبیل و خونه نیست! وقتهایی که بابام نیست، گرچه عملا صفاسیتیه:دی ولی خونه عملا هم بدون نظم و برنامه است!هیچکس سر ساعت از خواب پا نمیشه، هیچکس سر ساعت نمیخوابه، همه مون در جاهای نامتعارفی رختخوابمون قرار می گیره! تلوزیون به سمت شبکه مستند و شبکه چهار تمایلی نشون نمیده! شام و نهار عملا معنی نداره تو این مدت!! و... خلاصه که بابا زودتر برگرد! ۵ سال بود که دیگه این حجم از بی نظمی رو تجربه نکرده بودیم، زودتر فردا بشه و تو باز باشی که مقتدرانه نظم رو به خونه برگردونی :دی

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : عملا ,خونه ,بابام ,ساعت ,ساله ,لایه ,هیچسر ساعت ,سکوت اختیار
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس سر متکا پرست، سرور نمیشه!


پارسال

سکانس مرسی قهرمان

:: سکانس مرسی قهرمان
پارسال

پارسال که هم روز معلم بودنت و هم روز پدر بودنت با هم بود ، روز تو نبود ولی... پارسال... بیخیال اصلا :) 

مهم اینه که توی این یک سال هم من خیلی تغییر کردم، هم تو :) 

مهم اینه که غم توی دلمونو فهمیدی! بغض اون روزمونو دیدی! 

این یک سال هم من عوض شدم، هم تو بیشتر منو دیدی، همینش یه دنیا میرزه! 

مرسی که امروز که روز تو بود ولی تو ما رو بردی بیرون و گردوندی :دی 

+پست روز پدر پارسال رو که پاک می کردم فقط چه خوب که تهشو امیدوارانه برای رسیدن یه همچین روزایی تموم کرده بودم! چه خوب که با حرفهای دیگه تمومش نکرده بودم! خوشحالم که امروز به خاطر حرفهایی که پارسال شاید می گفتم، شرمنده نشدم :)

++ دوستت دارم قهرمان من :)

Daddy

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : پارسال
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس مرسی قهرمان


سکانس به هر قیمتی سعی نکن همیشه اعلام وجود کنی!!

:: سکانس به هر قیمتی سعی نکن همیشه اعلام وجود کنی!!

به نظر من همونطور که داریم یاد میگیریم ( توجه کنید، داریم!! یعنی یاد نگرفتیم هنوز!!) که هر جایی در این جامعه مجازی تا چیزی مطابق میل و منطق و مغایر با دید ما بود زبون به فحش باز نکنیم‌!! 

باید یاد بگیریم ، یعنی باید شروع کنیم یاد بگیریم که الکی هم خوبی و تو عزیزمی و کارهات و حرفات عالیه و وای به به و چه چه هم نکنیم هی!! 

کامنت های ما نشانه اول و آخر شخصیت ما هست و بس!! 

همونطور که هر جا برسیم فحش بدیم ، باقی افراد خیلی راحت خودمون رو لایق فحش هایی که دادیم می دونن!! چون واقعا هم از کوزه همان برون تراود که در اوست!!

خوبه کیفیت بیچاره رو هم در کامنتهامون فدای کمیت نکنیم!! چون در این مواقع باز هم خودمون رو  بی کیفیت جلوه دادیم و بس!!

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس به هر قیمتی سعی نکن همیشه اعلام وجود کنی!!


روزها ,خواب ,باطل ,میشه ,برای مطلبی

سکانس چو سکانس پاره بر بیان

:: سکانس چو سکانس پاره بر بیان
روزها ,خواب ,باطل ,میشه ,برای مطلبی

این روزها من شببها بیدارم و روزها خواب! ساعت ۷ صبح تازه چشمام سنگین میشه و ۵ غروب صبونه و ناهار رو با هم میخورم! این روزها من به سان عنوان پست دقیقا چو تخته پاره بر موج .... رها، رها، رها منننننن-ی هستم برای خودم!! این روزها به این نتیجه رسیدم که آدم لیسانسش ۸ ترمه تموم نشه و به ترم ۱۰ و ۱۱ هم برسه و بازم خرداد و دی که میشه مثل باقی تو هول(!) و ولا و استرس امتحان و حسرت یه خواب بمونه به خدا بیشتر شرف داره تا ۸ ترمه لیسانستو تموم کنی و الان اینجور عاطل و باطل و بی هدف:| یا حتی همونجوری در هول و ولای کنکور و آماده سازی و باز حسرت یه خواب راحت ولی نه اینجوری همش خواب و بیکار وعاطل و باطل و بی هدف!! توکا هسدم یک عدد عاطل و باطل :|

یه کسی، یه چیزی، از یه جایی کمی انگیزه به سمت من اگه میشه فوت کنه:| دارم از این همه کپک گونه روزگار  رو سپری کردن حس یک عمر از تیره باکتریون بودن رو پیدا میکنم!!

فندق

++تا حالا هیچ وقت پیش نیومده بود برای مطلبی دیسلایک بزنم! کلا لایکم برای مطلبی نمیزنم من!! ترجیح میدم در همون قالب کامنت ابراز وجود کنم ولی خوب دیروز دو سه تا پست خیلی رو اعصابم بودن به انضمام نگارنده هاشون و حوصله بحث هم نداشتم و لذا برای اولین بار دیسلایک زدم:|

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : روزها ,خواب ,باطل ,میشه ,برای مطلبی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس چو سکانس پاره بر بیان


مورد ,گواهینامه گرفتن ,مورد داشتیم

سکانس صرفا جهت اطلاع*

:: سکانس صرفا جهت اطلاع*
مورد ,گواهینامه گرفتن ,مورد داشتیم

۱.ملت یه جوری جومونگ و یوزارسیف رو نگاه می کنند که انگار بار اوله داره پخش میشه! به عنوان مثال مورد داشتیم که استرس گرفتتش که نکنه جومونگ بمیره همین اول کاری! مورد داشتیم نگران بوده نکنه سوسانو با تسو ازدواج کنه! 

خدای این مورد ها رو مورد عنایت قرار بده واقعا :|

۲. مکالمه ای هم داریم که طرفین میفرمان:

÷میشه نوازشم کنی وقتی گرفته حالم؟

×خیر

÷پس من یه موز برداشتم!!

۳.اینایی که عکس پروفایل اینستاگرامشون یه بیضی خالیه و دارای صفر عکس به عنوان پست می باشن، بالاغیرتا چطوری روشون میشه ریکوئیست بدن؟ آدم رو حساب چه هویتی باید اینا رو بپذیره؟

۴.بابام داره نرم نرم از یه سری موضع هایی که قبلا داشته پایین میاد و سفت سفت موضع های جدیدتری به جاش اتخاذ می کنه :| مثلا خیلی خود جوش دو تا از موصع هایی که خودش ازشون پایین اومد، گواهینامه گرفتن من و رضا اولیش بود و اقدام به معاف کردن رضا از سربازی دومیش! درحالیکه گواهینامه گرفتن تا قبلا در دستور کار نبود و سربازی رفتن رضا از نون شب واجبتر !! 

۵.جدیدن تفریح من و مامانم  بعد از اینکه مامانم توی یه کانال به اسم فیت کلاب جوین شده، این شده که مامانم ویدئوهای حرکات کششی و استقامتی رو دانلود کنه و ما تصمیم به اجرای اون حرکت میگیریم! من در هر بار تمرین های سرسختانه ی مامانم در حالی که کف خونه ولو شدم از شدت خنده از چشمامم داره اشک میاد! دیگه حساب کنید خودتون اوضاع چطوره :)))))

*۶. یک بازی وبلاگی که ما به اسم نوبت شما بیشتر میشناسیمش در پست زیر قراره اجرا بشه :) دوست داشتین شرکت کنید.

http://bihefaz.blog.ir/1395/02/05/نوبت-شما-٩

۷.یه حدیثم(اشاره به خودم) داریم میگه:

Fire

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : مورد ,گواهینامه گرفتن ,مورد داشتیم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس صرفا جهت اطلاع*


مشکل ,باشه ,بستنی ,ساله ,تونی ,داشته ,داشته باشه ,هنوز نفهمیدم ,بستنی خوردن

سکانس فقط یک متعفن و بس!!

:: سکانس فقط یک متعفن و بس!!
مشکل ,باشه ,بستنی ,ساله ,تونی ,داشته ,داشته باشه ,هنوز نفهمیدم ,بستنی خوردن

داشتیم راجع به همین بمب های دست ساز و نارنجک ها و این بساطی که کم از میدون جنگ نداره و این داستانهای مرگ و سوختگی های این موقع سالی حرف می زدیم! 

داشتیم می گفتیم آخه این جماعت اگه یه جو عقل داشتن! یه ذره شعور داشتن، خانواده داشنن، فرهنگ داشتن، یه کمی .... خلاصه که داشتیم هی می گفتیم این جماعتی که این روزا کوچه ها و خیابونا رو قبضه کردن تهش آدم نیستن و بس!! 

بعد بنده خدایی از فامیل که خدا خودش اینو لازمه یک روز سر عقل بیاره یکهو باز تریپ بالای منبری برداشت که نخیر آقا ، مشکل این جوونها اینه که محدود شدن! تو ببین اگه این جوونها میتونستن ترانه بزارن، می تونستن برن تو خیابون برقصن، میتونستن آزاد باشن که نمیرفتن دنبال اینکارا!! نخیر آقا مشکل مملکت چیز دیگه ایه!! 

آدم به کسی دو برابر سن خودش سن داشته باشه!! ده برابر خودش اهن و تلپ داشته باشه ولی عقل نداشته باشه یا کمبود آگاهی داشته باشه( آره ااگاهی نداشته بهتره، عقل که داره !! نمی دونم شاید وجدانه که نداره!! أه حالا اصلا هر چی!! بالاخره این مرد یه جای کارش می لنگه، والاع :| ) بله مشکل اینه که نمی تونی کلمه ای حرف بزنی!! نمی تونی و بس!! 

نمی تونی بگی خوب مرد حسابی تو اگه معتقدی این جوون ها آزادی ندارن که راه افتادن و کوچه و خیابونو به حملات انتحاری که کم از حملات داعش گونه نداره بستن!! تو اگه معتقدی مشکل فقط محدودیت های دین اسلامه و بس!! 

پس چرا اون سری که بعد از خرید همه مون رفتیم نشستیم تو کافه بستنی بخوریم ، همین جنابعالی برگشتی گفتی بستنی خوردن تو کافه و خیابون کار آدمای لات و لوت و بی خانواده وبی صاحبه :| خودت نیومدی تو و رفتی جلوی در کشیک که یکبار آشنایی رد نشه و نبینه که ما خانوادتا نشستیم به بستنی خوردن:| 

که من خدا شاهده هنوز نفهمیدم آخه چرا!! ربطش چیه!! :| اونروز هر قاشق بستنی که رفت پایین من فقط چشم به تو بود که جلوی در جوری وایسادی که استغفرلله ما انگار داریم کار خاک بر سری می کنیم :| من هنوز نفهمیدم:|

اونوقت ... اصلن ببخیال!! من تا صبحم بشینم بنویسم که این مرد تناقضه و بس!! تهش که دردی دوا نمیشه!! اصلا من خیلی وقته خودم هم راضی کردم یکجوری جلوش لالمونی بگیرم!! به درک که هی چرت و تناقض پشت هم میبافه با ژست من یک روشنفکرم:| 

ولی آخه بنده ی خدا تو به یه بچه ۸ ساله هم میخوای ثابت کنی که فقط خودت و بچه هات همه چیز فهمید؟ آخه آدم یه بچه ۸ ساله رو هم مسخره می کنه؟ اونم توی خرس گنده!! آخه آدم به یه بچه ۸ ساله هم باید بفهمونه که خودشه که فقط اشرف مخلوقاته و دانای کله؟ 

من یه روزی جای اون بچه ۸ ساله و جای تمام اون تحقیرهایی که بهش میگی ،  دهن باز می کنم و یه چیزی بهت می گم!! دارم بهش فکر می کنم ، دارم جرئت واسه اون روز جمع می کنم ، به خدا یه روز فقط واسه خاطر این بچه ... اگه نتونستم چی؟ اگه. .. 

اون بچه فقط ۸ سالشه، آخه چطور دلت میاد!!

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : مشکل ,باشه ,بستنی ,ساله ,تونی ,داشته ,داشته باشه ,هنوز نفهمیدم ,بستنی خوردن
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس فقط یک متعفن و بس!!


خونه

سکانس گرچه خوب تکون نمیدیم ولی خوب کیک میدیم:دی

:: سکانس گرچه خوب تکون نمیدیم ولی خوب کیک میدیم:دی
خونه

اگه خونه تکونی خونه مادربزرکه است!! اگه تا حالا آفتابی نکردین خودتونو ، باید لااقل دست خالی نرید:دی 

در راستای اینکه میخوام یه جوری برم که این همه غیبت به چشم نیاد با دست پرررر و به صورت زیر ، بقچه بغل شال و کلاه کردم میخوام برم:دی

apple cake

اینبار هم بچه ها کیک سیب! کیک سیب بچه ها:دی

[این دفعه سیبهارو چیندم رو خود کیک^-^ ]

من برم کیک برسونم با چایی به عزیزان زحمت کش خونه مادربزرگه:دی باشد که رشوه از نوع کیک سیب و چایی مقبول قرار بگیره و غیبتم رو به یه تیک حضوری تغییر بده :دی

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : خونه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس گرچه خوب تکون نمیدیم ولی خوب کیک میدیم:دی


مورد ,کنترل ,خاموش ,مهمون ,تلوزیون ,کانال ,روشن میشه ,کنترل تلوزیونم

سکانس عید دیدنی های تکنولوژیکی

:: سکانس عید دیدنی های تکنولوژیکی
مورد ,کنترل ,خاموش ,مهمون ,تلوزیون ,کانال ,روشن میشه ,کنترل تلوزیونم

می دونستید اپلیکیشن کنترل تلوزیونم  ساختن :|

مورد داشتیم نمی دونستن! بعد اومدن عیدیشون ، مورد تلوزیونو روشن کرده، شبکه نسیم داشته آهنگ گیلکی میخونده خیلی هم زیبا، که یهو کانال عوض شده! بعد بابای مورد چشم غره کنان و تشر زنان رو به مورد: اون کنترلو تو دستت هی تکون میدی که چی! بزارش زمین ببینم! بعد مورد مات و مبهوت در حالیکه مطمئن بوده دستش هیچ دکمه ای رو لمس نکرده کانال رو برگردونده و مظلومانه کنترل رو بر زمین گذاشته! ولی دقایقی بعد باز کانال یهو عوض میشه! اینبار مورد کاملا بی تقصیره و بر همگان هم مبرهنه، چون کنترل روی زمینه! دو سه بار دیگه هی اتفاق میفته!! مورد کفری میشه، اصلا میگه بزار خاموشش کنم معلوم نیست این تلوزیون امروز چش شده!! بعد ۵ دقیقه اما یهو تلوزیون خود به خود روشن میشه :| مورد  با چشمانی کاملا قرد و درحالیکه از کار تلوزیون اصلا سردر نمیاره تلوزیونو خاموش می کنه ولی دوباره خود به خود روشن میشه ! عصبانی به داداشش میکه پاشو کلا اینو ازون پشت خاموش کن رو اعصابه!! میبینه داداشش داره ریز ریز میخنده!!

مورد: وا چرا میخندی پاشو خاموش کن اون تلوزیونو میگم! پاشووو! 

اینجا دیگه خود مهمون از خنده یهو میترکه !! :||

این مهمون ها علاوه بر ابنکه حقشونه همون کنترل رو به پهنا با فن فیلیپینی به سمتشون پرتاب کنید ، روایت داریم عیدی هم بهشون تعلق نمی گیره حتی :| 

خلاصه شما  مثل مورد نباشید! بازیچه دست این مهمون ها نشید :|  در جریانم باشید کنترل تلوزیونم اپلیکیشن داره :|

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : مورد ,کنترل ,خاموش ,مهمون ,تلوزیون ,کانال ,روشن میشه ,کنترل تلوزیونم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس عید دیدنی های تکنولوژیکی


هفته ,تولد ,کیلو ,حوصله ندارم

سکانس اصلا اگه بخوای میام کل کلن ـــتونم کاغذ رنگی و بادکنک میچسبونم*_*

:: سکانس اصلا اگه بخوای میام کل کلن ـــتونم کاغذ رنگی و بادکنک میچسبونم*_*
هفته ,تولد ,کیلو ,حوصله ندارم

اینکه من با دیدن چند تا عکس و کمی حس نزدیکی به خاطرات چند سال قبل و دوباره سرباز کردن زخم قلبم و پنبه شدن هر چی که رشته بودم برای اینکه دلیل باشه برای دل کندن ولی دوباره برگشتم سر خونه اول سه چهار سال پیش -_- به خاطر همه اینا یک هفته شده که من هر روز با یه دل آشوبه و استرس مذخرفی روزهام میگذره، انگار که یکی نشسته و هی رخت میشوره و رخت میشوره! ۳ کیلو در عرض یک هفته کم کردم وقتی از تابستون و کلی باشگاه و رژیم حتی یک کیلو نتونست وزنمو بیاره پایین ، این یک هفته ۳ کیلو کم کردم :/ از دید نیمه پر لیوان  لااقل یک جنبه مثبت :دی 

یک هفته است حرف هم کم زدم ، بغض هم زیاد کردم، اشک هم زیاد ریختم!! خرید یک ماه و نیم پیشم اونم نصفه و نیمه شد خرید عیدم و بس! از تموم طرح های نوروزی فقط سبزه سبز کردن زورش بهم چربید و انجام شد! طرح نوروزی شیرینی خونگی و کلی رسپی و عکس شیرینی دیلیت شد! و کلی وعده های دم عیدی که داده بودم رو لغو کردم و منتفی!! و از یکشنبه پیش به اینور همینجور نچ و نه و نمیخوام و حوصله ندارم و أه ولم کنید و تهشم گوله گوله اشک سرازیر شدن بود که من فقط ازم براومد!!

 ولی امروز دلم نیومد!

رضا! داداچ خلم ( لفظی که اگه از جانب من به رضا باشه با داداش گلم برابری می کنه :دی )

امروز ۲۲ اسفند تولد رضاست:) رسمش نبود امروز هم غمباد بگیرم، کیک تولد نخوام درست کنم، حوصله ندارم بگم!!

مگه سالی چند بار تولد یه دونه داداش آدمه؟ 

:)

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : هفته ,تولد ,کیلو ,حوصله ندارم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس اصلا اگه بخوای میام کل کلن ـــتونم کاغذ رنگی و بادکنک میچسبونم*_*


معنی ,کارت

سکانس شما ولی یاد نگیرید :دی

:: سکانس شما ولی یاد نگیرید :دی
معنی ,کارت

مثلا وقتی دارید دسته ی جدید لغتهاتونو یاد میگیرید و در حینش هم تلفظها رو چک می کنید( لغتها رو قبلا در جهت استفاده صحیح از زمان توی مهمونی رو فلش کارت کپی پیست کردین تند تند ، مثلا ۵۰۰ تا لغت توی یک شب مهمونی، تلفظ ها هم موند برای همون روز که هرلغت نوبتش میرسه) لغت ۴۸۱ رو که تو دیکشنری سرچ میکنید  میبینید معنی توی دیکشنری با معنی پشت کارت نمیخونه!! میرید که عصبانی بشید و بار دیگه خودتونو لعنت کنید آخه اون چه کاری بود ۵۰۰ تا لغت با متد بلدوزری و کنتورات وسط مهمونی کپی پیست کردن در حالیکه گوشاتون و دهنتون کامل با جمع  داشت همراهی میکرد!! چون این میرفت لغت هزارم از ۵۰۰ تا لغت باشه که یا معنیش با بالایی یا پایینیش جابجا شده بود و یا املاش اشتباه نوشته شده بود!!

بعد کتاب اصلی رو باز کردم متوجه شدم معنی پشت کارت درسته و در حقیقت لغت یه i ازش جا مونده!! بدین ترتیب به معنای روزانه باید باشه: diurnally

حالا durnally چی بود؟ خوب خودش چیزی نبود ولی کشف شد:

durn گونه که رایج ترش darn هست، هم معنی damn خودمون از کار در اومد :دی

الان زشت نیست قیافه من وقتی یه لغت دیگه هم معنی با damn پیدا کردم اینجوری شد :))))))

i

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها : معنی ,کارت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس شما ولی یاد نگیرید :دی


سکانس دور دوم

:: سکانس دور دوم

اینجا هم به دور دوم کشیده انتخابات و باز ما فردا هم قرار است دوباره حماسه بیافرینیم:|

دو عدد کاندید راه یافته به دور دوم دقیقا مصداق احمدی نژاد و روحانی می باشند! نه از جنبه اصلاح طلب و یا اصولگرا بودن! بیشتر از همون جنبه ی احمدی نژادی و روحانی بودن عقایدشون!

+به نظرم وقتی انتخاب بین بد و بدتره! حماقته که چون از جانب بد، دل خوشی نداری، جانب بدتر رو بگیری:| یکی نیست بگه بابا جان گزینه رای ندادن برای اینجور وقتهاست!!! 

++ یکی از ملاک های تشخیص میزان شعور و احمق نبودن افراد، نه این باشه که چه کسی رو انتخاب می کنن تا بهش رای بدن، بلکه می تونه این باشه که آیا سینه هم شرحه شرحه می کنن و چاک میدن؟ 

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس دور دوم


سکانس جریمه ام که روزی هزار بار از روش بنویسم

:: سکانس جریمه ام که روزی هزار بار از روش بنویسم

در برابر آدم های جدید مهربونیم، مودبیم، متمدنیم، شوخی میکنیم.. اما برای خانواده یک آدم بدخلق نچسسسب!

همیشه برای تازه ها خودِ بهترمانیم 

در حالی که کهنه تر ها هوایمان را بیشتر دارند... 

با کهنه ها، تازه بمانیم... 

#با دخل و تصرف در متنی از مریم قهرمانلو۰

منبع اصلی مطلب : سکانس های بی مخاطب
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سکانس جریمه ام که روزی هزار بار از روش بنویسم